پايان زندگي علي محمد شيرازي

سرانجام شوم
پايان زندگي علي محمد شيرازي
علي محمد باب اوضاع را در شيراز نامساعد ديد و پي فرصت مي گشت تا از شيراز فرار کند او با حاکم و والي اصفهان منوچهر خان معتمد الدوله گرجي روابط پنهاني داشت، از اين رو هدفش اين بود که به اصفهان برود و از آزادي اي که توسط حاکم اصفهان به او داده مي شود بهره برده و منظورش را عملي سازد، لذا وي در سال 1261 ه. ق. به سوي اصفهان حرکت کرد و مورد استقبال و پذيرائي شاهانه منوچهر خان قرار گرفت و حتي زني زيبا را به همسري وي برگزيد و کاخي را در اختيار او گذاشت.
در ربيع الاول سال 1263 معتمد الدوله در کام مرگ فرو رفت. با مرگ او پنهاني بودن اقامت ميرزا علي محمد در اصفهان فاش شد، گرگين خان (پسر عموي معتمد الدوله که جانشين او در اصفهان شده بود) اوضاع را بحراني و نامساعد ديد و اخبار اصفهان را به مرکز (تهران) گزارش داد، و از مرکز دستور روانه ساختن باب به تهران صادر گرديد، وي علي محمد باب را با چند سوار به طرف تهران فرستاد چون در اين موقع محمد شاه در تهران نبود حاج ميرزا آقاسي (صدر اعظم وقت) صلاح نديد که علي محمد باب به تهران وارد شود لذا دستور داد وي را از قريه «گلين» به تبريز بردند و از آنجا به زندان ماکو منتقل شد و پس از مدتي از زندان ماکو به زندان چهريق در آذربايجان غربي انتقال يافت.
ميرزا جاني مؤلف کتاب نُقْطَةُ الْکافْ مدت اقامت باب را در قلعه ي ماکو نزديک به سه سال نوشته است و مي گويد سپس به دستور يحيي خان حاکم اروميه او را از ماکو به چهريق برده و محبوس نمودند.
چنانکه ذکر شد، با اينکه باب در زندان به سر مي برد، عده اي به هواخواهي از او در گوشه و کنار کشور (با تحريکات عوامل خارجي) شروع به اغتشاش کردند.
هر روز آشوب هايي (مانند اغتشاش نيريز، زنجان، قلعه طبرسي و بَدَشت) در نقاط مختلف کشور توسط بابيها روي مي داد که قطعاً دست استعمار به آشوب و اغتشاش دامن مي زد. تا اينکه ميرزا تقي خان اميرکبير (که در آن زمان صدر اعظم کشور بود) به ناصرالدين شاه گفت: تا زماني که باب و اطرافيانش زنده اند، هر روز گوشه اي از کشور دچار اغتشاش خواهد بود، بايد آنها را از ميان برداشت، ناصرالدين شاه با پيشنهاد اميرکبير موافقت کرد، حسب الامر او علي محمد باب و چند نفر از يارانش را از قلعه ي چهريق به تبريز آورده و محبوس ساختند و پس از سه روز حکم اعدام باب صادر شد، و سرانجام او را قبل از ظهر روز چهارشنبه 28 شعبان (يا سه شنبه 27 شعبان) سال 1266 هجري در سن 31 سالگي با محمد علي زنوزي (يکي از مريدان باب که در تبريز به او گرويده بود) در ميدان تبريز اعدام کردند.
گرایش به فرهنگ نورانی مکتب اهل بیت (ع) روزبروز بیشتر و بیشتر می شود که این هم از الطاف خفیه الهی است، در این میان رسالت دوستداران خاندان رسالت نیز سنگین می شود.