رد فرقه ضاله بهائيت - عصرظهور

سرنوشت ميرزا حسينعلي

سرنوشت ميرزا حسينعلي بهاءالله مدعي دين جديد بهائيت

در عکا چند ماهي نگذشته بود که بهائيان چند نفر ازلي را که در ميانشان بودند به بهانه جاسوسي کشتند و بواسطه اين جنايت خونين، ميرزاحسينعلي و پسرانش و برخي از بهائيان توسط دولت عثماني در عکا محبوس گرديدند ميرزا حسينعلي همچنان در عکا بود تا به سال 1309 (در دوم ذي القعده) که پس از بيست شبانه روز تب و لرز در سن 76 سالگي مرد و در سه کيلومتري عکا دفن شد. "اين محل امروز قبله بهائيان است ". يعني بايد رو به قبر ميرزا حسينعلي نماز خوانده و فقط او را در نظر بياورند. چون به گفته خودشان، شنونده اي جز او نيست و اجابت کننده اي غير او نيست.

ميرزا حسينعلي دعاوي چندي داشت و به تناسب اشخاص يکي از آنها را عنوان مي نمود. گاه خويشتن را رسول حق مي خواند و زماني خود را خداي عالميان و پروردگار جهانيان معرفي مي نمود و روزگاري خود را خداي خدايان و آفريننده پروردگاران قلمداد مي کرد. 

البته در مواقعي هم که زمينه را نامساعد مي ديد دست از همه آنها مي شست و تظاهر به مسلماني مي نمود 

ميرزا حسينعلي سه زن اختيار نمود و فرزنداني داشت که از جمله آنها دو برادر ناتني به نامهاي عباس افندي و محمد علي افندي بودند و در پايان عمر در" لوح" عهدي که به منزله وصيت نامه اوست و در صفحه 400 تا 403 کتاب ديگرش به نام مجموعه الواح چنين مي نويسد:

(لسان از براي ذکر خير است. او را به گفتار زشت ميالائيد..... مذهب الهي از براي محبت و اتحاد است. او را سبب عداوت و اختلاف منمائيد)؟؟!!

ميرزا حسينعلي داراي القاب و مکتوبات بسياري مي باشد. القاب او عبارتند از:

بهاءالله- اسم اعظم- جمال مبارک- هيکل مبارک- جمال قِدم- حضرت اعلي- اب سماوي (پدر آسمان)- مبعث الرسل (مبعوث کننده پيغمبران)- مالک يوم الدين (صاحب روز جزا) ذات لم يلد و لم يولد.

و اغلب اين القاب در کتاب نظر اجمالي صفحه 75 آمده است.

عباس افندي

عباس عبدالبهاء از نخستين زن ميرزا حسينعلي به دنيا آمد. دوران کودکي و جواني را همراه پدر گذراند. اما ميرزا حسينعلي از زن ديگرش به نام مهد عليا، سه پسر داشت به اسامي: محمد علي افندي، ميرزا ضياء الله و ميرزا بديع الله. و همانطور که گفتيم بنابر لوح عهدي، بعد از عباس محمد علي معرفي شده بود. ليکن پس از مرگ پدر ميان فرزندان جدائي افتاد و محمد علي با دو برادر ديگرش و دو تن از زنان ميرزا حسينعلي و خواهران و پسر عموها بر عبدالبهاء شوريدند و با اينکه در لوح عهدي سفارش شده بود که اختلاف و نزاع نيفتد و احترام و دوستي اعضاء و بستگان ديگر مراعات شود و ناسزا و افترا موقوف گردد با اين حال چون دو دستگي بالا گرفت، عباس، عبدالبهاء محمد علي را ناقض اکبر و مريدانش را ناقضيين خواند و پيروان خود را ثابتين نام نهاد. محمد علي نيز به تلافي، عبدالبهاء را رئيس المشرکين گفته، ابليس لئين لقب داد. 

بار ديگر سرکار آقا (عباس)، برادر و مريدانش را به القاب پشه، سوسک، کرم خاکي، خفاش؛ جغد، کلاغ، روباه، گرگ، و باقي درندگان مفتخر ساخت و خويشتن را بلبل و طاووس ناميد. 

ميرزا محمد علي هم براي تکميل باغ وحش خانوادگي، جناب ابن البهاء را گوساله و الاغ دو پا خوانده و خود را غضنفر الله (شير خدا) لقب داد. 

سرانجام اين تعارفات به جائي رسيد که عباس اعلام داشت که برادرش محمد علي، بسياري از الواح و احکام پدرش منجمله صورت نماز 9 رکعتي را سرقت نموده و هنوز هم اين عبادت عظمي مفقود مي باشد.