چگونگي پيدايش بهائيت - عصرظهور

مروري بر زندگي باب

عليمحمد باب در شيراز در روز اول محرم 1235 هجري قمري مطابق با 13 اکتبر 1819 ميلادي متولد شد، پدر او محمد رضا و مادرش فاطمه بيگم بود، تحصيلات مقدماتي اش را در شيراز نزد شيخ عابد معلم (محمد) به پايان رساند و سپس در بوشهر به تجارت پرداخت ولي يکباره آنرا رها کرد و به کربلا رفت و در حوزه درس سيد کاظم رشتي رهبر آن روز «شيخيه» حاضر شد، وي ظهور امام زمان را بسيار نزديک اعلام کرد و علي محمد شيرازي (باب) شاگرد جوان او، از اين سخنان به سر شوق آمد و آرزوي امام زمان شدن را در سر مي پروراند، و گمان مي کرد که پس از مرگ سيد کاظم رشتي به پيروي از استادش ادعاي مقام نيابت خاص امام زمان را مطرح مي کند، و اين ادعا را در تفسيري بر سوره يوسف، مي نويسد و پس از مدتي ادعاي مهدويت کرده و خود را امام زمان مي نامد.

وي در مجلسي که در حضور امام جمعه شيراز بر پا شد، از ادعاي دروغين خود دست برداشت و توبه کرد، و بر منبر رفته و ادعاي خويش را انکار کرد، و به تبعيت خود از اسلام، اقرار نمود، و صاحب چنين داعيه اي را لعنت کرد. ولي پيروان او، تبليغ او را کردند وي احساس خطر کرد و به اصفهان گريخت و تحت حمايت معتمدالدوله منوچهر خان روسي (گرجي) حاکم اصفهان در آمد.

منوچهر خان، باب را تحريک کرد که دوباره ادعايش را مطرح و اعلام کند، لذا اعلام کرد، «من همان قائمي هستم که شما به ظهورش وعده داده شده ايد»، به دستور سفارت روسيه، باب 6 ماه، در حرمسراي منوچهر خان روسي نگهداري شد. و بعد از فوت منوچهرخان برادر او گرگين خان، که وارث او بود، به دولت مرکزي پنهان بودن باب را در سراي حاکم اصفهان، خبر داد و مأمورين او را به قلعه ماکو در خارج از تبريز برده و در آنجا محبوس کردند. و بهائيان، تحمل مصائب را دليل بر حقانيت او داشتند.

در همين دوران بود که «پرنس دالگورکي» مترجم سفارت روس با فرا گرفتن زبان عربي به تحصيل علوم ديني پرداخت و ظاهراً اسلام آورد، و با تحريک چند طلبه دنيا پرست آنها را به تبليغ بابيت تشويق نمود، و با سوء استفاده از عدم آگاهي مردم، عده اي را طرفدار اين مسلک کرد.