بهائيت دست پرورده استعمار

بهائيت دست پرورده استعمار
حدود يکصد سال پيش وزارت امور خارجه انگليس براي ادامه سلطه خود بر ممالک مستعمره، شعبه مخصوص اديان را در مستعمرات و مستملکات دائر نمود و از آنجا که جمعيت مسلمانان بيش از ساير اديان در اين مناطق اند، دربار انگليس توجه خاصي در زمينه مقابله با اسلام و مسلمين داشته و اسلام را بزرگترين خطر براي خود دانستند.
گارا دستون نخست وزير وقت انگليس با حضور در مجلس اين کشور، در حاليکه يک جلد قرآن را بر سر دست گرفته بود به نمايندگان خطاب کرد و گفت، تا اين کتاب در دست مسلمين است کاري از انگلستان بر نمي آيد، و نمي توانيم بر آنها حکومت کنيم البته کسان ديگري قبل از گارا دستون به اين نتيجه رسيده بودند.
بنابراين مبارزه با اسلام در رأس برنامه هاي آنها قرار گرفت و با توجه به اينکه در اسلام مواجهه با دو فرقه سني و شيعه بود، براي رسيدن به توطئه هاي خود، سراغ فرقه وهابيت در اهل سنة و فرقه ضاله بهائيت در ميان شيعيان، رفت.
وهابي ها با کمک انگلستان در سرزمين حجاز به قدرت رسيدند و کعبه که خانه امن الهي است در چنگال آنها قرار گرفت.
در مورد فرقه بهائي دو نکته مطرح است، اول اينکه به درستي روشن نيست که آيا اين فرقه ساخته و پرداخته سياستهاي خارجي بوده و يا اينکه ابتدا توسط افرادي مطرح و پس از آن استعمارگران آنرا مورد توجه و نفوذ خود قرار دادند.
آنگاه که فتنه باب در ايران شکل گرفت و درگيري ميان مسلمانان و بابي ها شدت يافت، دو قدرت بزرگ آنزمان يعني روسيه و انگليس متوجه اين فتنه شدند و به تدريج از آن بهره برداري کردند.
با هلاکت محمد علي باب و مطرح شدن ميرزا حسينعلي نوري، کم کم بابي گري از ميان رفت و بهائيگري به صحنه آمد، حسينعلي خود را «بهاء اله» ناميد، و بدين وسيله، مؤسس اين فرقه ضاله گشت، او در پي ترور نا فرجام عليه ناصر الدين شاه، مورد حمايت کنسول روسيه ي تزاري قرار گرفت و از اين زمان به بعد پشتيباني سياستهاي خارجي از اين فرقه ضاله علني شد، بطوريکه محاکمه وي مطابق مقررات کاپيتولاسيون، انجام شد. بدين صورت که دولت روس بهاءاله را به عنوان تبعه خود محسوب کرد و با وساطت ديپلماتهاي روسي بويژه «پرنس دالگورکي» سفير روسيه ي تزاري در ايران و حمايت دولت روسيه از وي از زندان آزاد شد، و تحت حمايت سفارت روس به بغداد منتقل شد.
بدين ترتيب دولت روسيه ي تزاري اولين کشوري بود که رسماً به حمايت از فرقه ضاله بهائيت پرداخت.
نکته جالب اينکه پس از آزادي او از زندان و رسيدنش به بغداد، آيه اي در شأن روسها نازل کرد که در آن آيه آمده بود: اي پادشاه روس، به تحقيق يکي از سفيرانت مرا ياري کرد، هنگامي که در زندان اسير غل و زنجير بودم. براي اينکار خداوند (مراد ميرزا حسينعلي بهاء است) براي تو مقامي را نوشته که علم هيچکس بدان احاطه ندارد.
بر سر جانشيني محمد علي باب، ميان ميرزاحسينعلي بهاء و برادرش ميرزايحيي نوري، دولت عثماني هر يک را به همراه مريدانشان، تبعيد نمود، ميرزا يحيي را به قبرس و بهاء را به عکا (فلسطين اشغالي).
بهاء حدود 105 سال پيش در عکا مرد و پسرش ميرزا عباس معروف به عبدالبهاء يا عباس افندي جاي او را گرفت، پس از مرگ بهاء، سازماني که در وزارت خارجه انگليس به کار مذاهب خاورميانه و اروپا پرداخت، حمايت رسمي و علني از بهائيان را در ليست برنامه هاي خود قرار داد و در همين جهت، عباس افندي مورد حمايت دربار انگليس قرار گرفت و از اين به بعد همکاريهاي سري و علني عباس افندي با لندن، آغاز شد، اين همکاري تا به آنجا پيش رفت که در جريان حمله انگليس به فلسطين در زمان حکومت عثماني و در جنگ جهاني اول، عبدالبهاء براي نيروهاي انگليس گندم و آذوقه هاي ديگر ذخيره کرده و پس از ورود در اختيار آنها قرار داد.
بدين صورت در جنگ جهاني اول، بهائيت در کنار انگليس در سرزمين فلسطين اشغالي حضور داشتند، و بدين علت بود که از سوي عثماني ها، عباس افندي مورد تهديد واقع شد، و در مقابل، انگليس دستور حفظ جان او را صادر کرد و فرمانده جبهه حيفا مأمور اين کار شد.
پس از جنگ جهاني اول، عبدالبهاء از دولت انگليس لقب «سر» و نشان دريافت کرد عباس افندي براي دوام دولت انگليس به مناجات مخصوص متوسل شد، او در مناجاتش مي گويد: پروردگارا، امپراطور بزرگ ژرژ پنجم، پادشاه انگلستان را به توفيقات رحماني خود مؤيد بدار و سايه بلند پايه آن کشور را براي اين منطقه زيبا، حفظ و حمايت خويش را مستدام بدار.
گرایش به فرهنگ نورانی مکتب اهل بیت (ع) روزبروز بیشتر و بیشتر می شود که این هم از الطاف خفیه الهی است، در این میان رسالت دوستداران خاندان رسالت نیز سنگین می شود.